حدیث دوستی
صالح بن حكم گويد: شنيدم كه مردى از حضرت صادق عليه السلام مىپرسيد و ميگفت: مردى ميگويد: ترا دوست دارم من چگونه بدانم كه او مرا دوست دارد؟ (و راست ميگويد) فرمود: دلت را آزمايش كن پس اگر تو نيز او را دوست دارى (بدان كه) او هم تو را دوست دارد.
پيامبر خدا (ص) فرموده اند : « تنها با كسى همنشينى كنيد كه شما را از پنج چيز به پنج چيز فرا مى خواند: از شك به يقين ، از خود برتربينى به فروتنى ، از دشمنى به دوستى ، از رياكارى به اخلاص و از محبت دنيا به زهد.» (بحارالانوار،74/189)
1 حضرت صادق (ع ) فرمود: اميرالمؤ منين عليه السلام فرمود: باكى نيست بر تو كه با شخص خردمند همنشين شوى اگر چه كرم (جوانمردى و جود و بخشش ) او را نپسندى (و از اين ناحيه نفعى از او نبرى ) ولى از خرد او منتفع شو، و از اخلاق بدش بپرهيز، و هيچگاه هم نشينى با شخص كريم را از دست مده اگر چه از خرد او سودى نبرى ولى با خرد خود از كرم او سود ببر، و بگريز هر چه مى توانى از هم نشينى با شخص پست و بى خرد.
ابو عديس گويد: حضرت باقر (ع ) فرمود: اى صالح (ظاهر اينست كه صالح نام ابوعديس بوده ) پيروى كن از كسيكه تو را مى گرياند و اندرزت مى دهد، و پيروى مكن از آنكه تو را بخنداند و گولت زند، و بزودى همگى بر خدا درآئيد و بدانيد.
امام علی (ع) : ناتوانترین مردم کسی است که از دوست گرفتن عاجز باشد و ناتوانترین از او کسی است که دوستی را که به دست آورده تباه سازد و از دست بدهد.
بحارالانوار جلد 74 صفحه 278
لاَ تَتَّخِذَنَّ عَدُوَّ صَدیقِکَ صَدیقًا فَتَعْدى صَدیقَکَ.»
با دشمنِ دوستت دوست مشو که [با این کار] با دوستت دشمنى میکنى.
با چه کسانی دوست نشویم ؟
امام صادق (ع) فرمود : هر زمان امیر مومنان علی (ع) به منبر میرفت ، میفرمود : شایسته است مسلمان از رفاقت با سه نفر دوری کند : پر روی بی باک تبهکار ، احمق و دروغگو.
اصول کافی جلد 4 صفحه 453
رسول اكرم صلى الله عليه و آله :
اَلجَليسُ الصّالِحُ خَيرٌ مِنَ الوَحدَةِ، وَالوَحدَةُ خَيرٌ مِن جَليسِ السّوءِ؛
هم نشين خوب، از تنهايى بهتر است و تنهايى از هم نشين بد بهتر است.
امالى طوسى، ج1، ص535، ح1162
امام على عليه السلام :
مَن لَم يُقَدِّم فِى اتِّخاذِ الإِخوانِ الاِعتِبارَ دَفَعَهُ الاِغتِرارُ إِلى صُحبَةِ الفُجّارِ؛
هر كس در انتخاب برادران (دوستان) امتحان را مقدم ندارد، فريب خوردگى او را به مصاحبت با بدكاران مى كشاند.
غررالحكم، ج5، ص398ف ح8922
روز:شنبه یازدهم تیر 1390
نویسنده:پریسا
زمان:16:39 |
بخشش
صدقه چگونه در روز قیامت ظاهر می شود؟
الإمامُ الصّادقُ عليهالسلام :
لا يَكونُ الجَوادُ جَوادا إلاّ بثَلاثةٍ : يَكونُ سَخِيّا بمالِهِ على حالِ اليُسْرِ والعُسْرِ ، وأنْ يَبْذلَهُ للمُستَحِقِّ ، ويَرى أنَّ الّذي أخَذَهُ مِن شُكْرِ الّذي أسْدى إلَيهِ أكْثَرُ مِمّا أعْطاهُ .
امام صادق عليهالسلام :
بخشنده ، بخشنده نباشد مگر آن گاه كه سه خصلت داشته باشد : در توانگرى و تنگدستى مال خويش را ببخشد ، آن را به كسى كه مستحقّ است ببخشد و تشكّرى كه در برابر خوبى خود به كسى دريافت مىكند بيشتر و ارزشمندتر از آن چيزى بداند كه به او دادهاست .
------------------------------------------------------
امير المؤمنين عليٌّ عليهالسلام :
الصَّدقَةُ جُنَّةٌ مِن النارِ .
امام على عليهالسلام :
صدقه ، سپرى است در برابر آتش (جهنّم) .
برترين بخشندگي كدام است؟
امير المؤمنين عليٌّ عليهالسلام :
أفضَلُ الجُودِ ما كانَ عن عُسْرَةٍ .
امام على عليهالسلام :
برترين بخشندگى بخشش در تنگدستى است .
جوان بخشنده ي گنهكار بهتر است يا پيرمرد بخيل عابد؟
الإمامُ الصّادقُ عليهالسلام :
شابٌّ سَخِيٌّ مُرَهَّقٌ في الذُّنوبِ أحَبُّ إلى اللّه عز و جل مِن شَيخٍ عابِدٍ بَخيلٍ .
امام صادق عليهالسلام :
جوان بخشنده آلوده بهگناهان نزد خداوند عز و جل از پيرمرد عابد بخيل دوست داشتنىتر است .
چه صدقه اي نبايد داد؟
الإمامُ الكاظمُ عليهالسلام :
لا تَبذُلْ لإِخوانِكَ مِن نفسِكَ ما ضَرُّهُ علَيكَ أكثَرُ مِن مَنفَعَتِهِ لَهُم .
امام كاظم عليهالسلام :
از خود چيزى به برادرانت مبخش كه زيان آن براى تو بيشتر از سودش براى آنان باشد .
روز:شنبه یازدهم تیر 1390
نویسنده:پریسا
زمان:16:20 |
رد پای خدا
شبي از شبها مردي در خواب مي ديد كه با خداوند در طول ساحل قدم ميزند . هر لحظه بر پهنه آسمان صحنه هايي از زندگيش آشكار ميشد . در هر صحنه دو رد پا بر روي شنهاي ساحل ديده ميشد يكي ، از آن او و ديگري از آن معبودش . او متوجه شد در مواقعي از زندگيش فقط يك رد پا وجود داشت همچنين متوجه شد اين لحظات دقيقاً همان زماني بود كه او در زندگي احساس نا اميدي ، تنهايي و شكست ميكرد . به خداوند گفت : بار خدايا تو گفته بودي مصممي در تمام طول زندگي با من باشي و مرا ياري كني . اما درست در مواقعي كه احساس ناراحتي و نااميدي ميكردم و به تو نياز داشتم مرا تنها گذاشتي . و خداوند به او پاسخ داد : اي آفريده عزيز من ، من ترا دوست دارم و هرگز ترا تنها نميگذارم . آن مواقعي كه احساس نااميدي داشتي و رنجي را تحمل ميكردي و فقط يك رد پا بر روي ساحل وجود داشت تو تنها نبودي و آن زماني بود كه من تو را روي شانه هايم گذاشته بودم و فقط رد پاي من بر ساحل به جاي مانده بود
روز:سه شنبه ششم اردیبهشت 1390
نویسنده:پریسا
زمان:19:11 |
مطالب خواندنی
غريب است دوست داشتن. وعجيب تر از آن است دوست داشته شدن...
وقتي ميدانيم کسي با جان و دل دوستمان دارد ...
ونفسها و صدا و نگاهمان در روح و جانش ريشه دوانده ؛ به بازيش ميگيريم
هر چه او عاشقتر ، ما سرخوشتر،هر چه او دل نازکتر ، ما بي رحم تر ...
تقصير از ما نيست ؛ تمامي قصه هاي عاشقانه، اينگونه به گوشمان خوانده شدهاند...
*******
وقتي که ديگر نبود من به بودنش نيازمند شدم، وقتي که ديگر رفت من به انتظارآمدنش نشستم،
وقتي که ديگر نمي توانست مرا دوست داشته باشد من او را دوست داشتم،
وقتي که او تمام کرد من شروع کردم ، وقتي او تمام شد من آغاز شدم وچه سخت است تنها شدن!
******
چه غم انگيز است وقتي که چشمه اي سرد و زلال در برابرت مي جوشد و مي خواند و مي نالد ،
تو تشنه ي آتش باشي و نه آب. و چشمه که خشکيد ، و چشمه که از آن آتش که تو تشنه ي آن بودي ،
بخار شد و به هوا رفت و آتش کوير را تافت و در خود گداخت و از زمين آتش روييد
و از آسمان آتش باريد ، تو تشنه ي آب گردي و نه آتش!!!
و بعد ، عمري گداختن از غم نبودن کسي که تا بود ، از غم نبودن تو مي گداخت ...!
******
رسم زندگي اين است
يک روز کسي را دوست داري
و روز بعد تنهائي
به همين سادگي او رفته است
و همه چيز تمام شده است
مثل يک ميهماني که به آخر مي رسد
و تو به حال خود رها مي شوي
چرا غمگيني؟
اين رسم زندگيست
تو نمي تواني آن را تغيير دهي
******
کسي را دوست ميدارم.....
خداوندا
از بچگي به من آموختند همه را دوست بدارم
حال که بزرگ شده ام،
و کسي را دوست مي دارم، مي گويند:
فراموشش کن.
******
صبر کردن دردناک است و فراموش کردن دردناکتر
و از اين دو دردناکتر ان است که نداني بايد صبر کني يا فراموش!!!!
******
حرفهايي است که هيچ گاه زبانها بهم نميگويند....
حرفهايي است که فقط دستها ميتوانند بهم بگويند.
******
دلي که از بي کسي غمگين است،هر کسي را مي تواند تحمل کند.هيچ ﮐس بد نيست.
دلي که در بي اويي مانده است،برق هر نگاهي جانش را مي خراشد.
اما چه رنجي است لذت را تنها بردن و چه زشت است زيبايي را تنها ديدن و چه بدبختي آزار دهنده اي است تنها خوشبخت بودن!
در بهشت تنها بودن سخت تر از کوير است .....
*******
خداوندا.....
براي همسايه که نان مرا ربود، نان !!
براي عزيزاني که قلب مرا شکستند، مهرباني !!
براي کساني که روح مرا آزردند، بخشش !!
و براي خويشتن خويش آگاهي و عشق مي طلبم.....
********
زندگي خوردن و خوابيدن نيست
انتظار و هوس و ديدن و ناديدن نيست.
زندگي چون گل سرخي است
پر از خار و پر از برگ و پر از عطر لطيف
روز:شنبه شانزدهم بهمن 1389
نویسنده:پریسا
زمان:0:35 |
گل واژه های ناب و پرمحتوای زندگی
دو چیز را همیشه فراموش كن:
خوبی كه به کسی می كنی
بدی كه كسی به تو می كند
همیشه به یاد داشته باش:
اگر در مجلسی وارد شدی زبانت را نگه دار
اگر در سفره ای نشستی شكمت را نگه دار
اگر در خانه ای وارد شدی چشمانت را نگه دار
اگر در نماز ایستادی دلت را نگه دار
دنیا دو روز است:
یك روز با تو و یك روز علیه تو
روزی كه با توست مغرور مشو
و روزی كه علیه توست مایوس نشو
چرا كه هر دو پایان پذیرند
آموختن را بکار ببند:
به چشمانت بیاموز كه هر كسی ارزش نگاه ندارد
به دستانت بیاموز كه هر گلی ارزش چیدن ندارد
به دلت بیاموز كه هر عشقی ارزش پرورش ندارد
سه چیز را از هم جدا كن:
عشق، هوس و تقدیر
چون اولی مقدس است و دومی شیطانی
اولی تو را به پاكی می برد و دومی به پلیدی
در دنیا فقط 3 نفر هستند كه بدون هیچ چشمداشت و منتی و فقط به خاطر خودت خواسته هایت را برطرف میكنند، پدر و مادرت و نفر سومی كه خودت پیدایش میكنی، مواظب باش كه از دستش ندهی و بدان كه تو هم برای او نفر سوم خواهی بود چرا که در ترسیم تقدیرت نیز نقش خواهد داشت.
چشم و زبان، دو سلاح بزرگ در نزد تو هستند
چگونه از آنها استفاده می كنی؟ مانند تیری زهرآلود یا آفتابی جهانتاب، زندگی گیر یا زندگی بخش؟
بدان كه قلبت كوچك است پس نمیتوانی تقسیمش كنی
هرگاه خواستی آنرا ببخشی با تمام وجودت ببخش كه كوچكی اش جبران شود.
هیچگاه عشق را با محبت، دلسوزی، ترحم و دوست داشتن یكی ندان
چون همه اینها اجزاء كوچكتر عشق هستند نه خود عشق.
همیشه با خدا درد دل كن نه با خلق خدا و فقط به او توكل كن
آنگاه می بینی كه چگونه قبل از اینكه خودت دست به كار شوی، كارها به خوبی پیش می روند.
از خدا خواستن عزت است
اگر برآورده شود رحمت است و اگر نشود حكمت است.
از خلق خدا خواستن خفت است
اگر برآورده شود منت است اگر نشود ذلت است.
هر چه می خواهی از خدا بخواه و در نظر داشته باش كه برای او غیر ممكن وجود ندارد
و تمام غیر ممكن ها فقط برای کسانیست که
از ایمــان دل بریده اند و امیــد را به دل راه نمی دهند
روز:شنبه شانزدهم بهمن 1389
نویسنده:پریسا
زمان:0:32 |
حکمت خدا
گنجشک با خدا قهر بود…
روزها گذشت و گنجشگ با خدا هیچ نگفت .
فرشتگان سراغش را از خدا می گرفتند و خدا هر بار به فرشتگان این گونه می گفت:
می آید ؛ من تنها گوشی هستم که غصه هایش را می شنود و یگانه قلبی هستم ک
دردهایش را در خود نگاه میدارد…
و سرانجام گنجشک روی شاخه ای از درخت دنیا نشست.
فرشتگان چشم به لب هایش دوختند،
گنجشک هیچ نگفت و…
خدا لب به سخن گشود : با من بگو از آن چه سنگینی سینه توست.
گنجشک گفت : لانه کوچکی داشتم، آرامگاه خستگی هایم بود و سرپناه بی کسی ام.تو همان را هم از من گرفتی.
این طوفان بی موقع چه بود؟ چه می خواستی؟ لانه محقرم کجای دنیا را گرفته بود؟
و سنگینی بغضی راه کلامش بست…
سکوتی در عرش طنین انداخت فرشتگان همه سر به زیر انداختند.
خدا گفت: ماری در راه لانه ات بود. باد را گفتم تا لانه ات را واژگون کند. آن گاه تواز کمین مار پر گشودی.
گنجشگ خیره در خدائیِ خدا مانده بود.
خدا گفت: و چه بسیار بلاها که به واسطه محبتم از تو دور کردم و تو ندانسته به
دشمنی ام برخاستی!
اشک در دیدگان گنجشک نشسته بود.
ناگاه چیزی درونش فرو ریخت , های های گریه هایش ملکوت خدا را پر کرد...
روز:جمعه شانزدهم مهر 1389
نویسنده:پریسا
زمان:23:2 |