تبليغاتX
تنها نرو
 

چقدر سخته منتظر کسی باشی که هیچ وقت به اومدن فکر نمی کنه


عاقبت فکری به حال زار خواهم کرد. بعد.................

یک جهان را از خودم بیزار خواهم کرد.بعد..........

روبه روی آینه تردید را تف میکنم...........

لحظه های اهلی ام را هار خواهم کرد. بعد......

گوشه ای در دفتر شعر پریشان حالی ام.............

خاطرات مرده را تکرار خواهم کرد. بعد........................

می نشینم تا جهنم سهم چشمانم شود.....

آتش دیوانه را دیدار خواهم کرد. بعد........

در جواب طعنه های مرد و نامردان شهر..........

من سرم را آجر دیوار خواهم کرد. بعد........................

مطمئنا انتقام از ابرها خواهم گرفت.................................

آسمان را بر زمین آوار خواهم کرد. بعد......................................

سیب را از دست حوای دلم خواهم کشید.............

سر فدای وعده های مار خواهم کرد. بعد.......

پیش قاضی می برندم تا که سوگندم دهند...........

من گناه کرده را اقرار خواهم کرد. بعد...........................

حکم خواهند داد من مومن نمای کافرم........

من به ایمان خودم اصرار خواهم کرد. بعد..............

هر کجایی خواستند آن روز تبعیدم کنند....................

من گناه خویش را تکرار خواهم کرد. بعد....................................


دارم به سر هوای یاران رفته را....

                یاری کن ای اجل که به یاران رسانی ام....

 


باز هم من

غریبه ای تنها

تکه تکه های وجودم را بر دوش میکشم

میروم

به کجا؟!!

با تاروپودی خسته و سوخته

به کدامین سرزمین می توان کوچ کرد

در کدامین وادی شانه های خسته و لرزانم تاب میاورد

کی نای مردن بیابم؟!!

دلم سخت گرفته است

از من..

از تو..

از شب گریه ها

از من..

از من..

از من ...

از من نیز میگذرد

چشمانم برای آرامش پر میکشد

دیگر نخواهم دیدشان

اشک میریزم

بی صدا..

دلم برای رفتن پر میکشد

دلم پر میکشد

با دستان ناتوانم گدایی میکنم

خسته ام...

خسته ام...

اغلب زندگیم را می بازم

ساده...

ارزان..

بدون حریف...


از زندگی  از  این همه تکرار خسته ام...

از های و هوی  کوچه و  بازار خسته ام.

از او که گفت  یار تو هستم ـولی نبود...

از خود که بی شکیبم وبی یارخسته ام

تنها و  دل گرفته  و  بیزار  و  بی امید...

از حال من مپرس که بسیار خسته ام.!

یک  درخت  پیرم  و سهم تبرها  می شوم...

مرده ام...   دارم  خوراک  جانورها می شوم

بی خیال از  رنج  فریادم  تردد  می کنند......

باعث  لبخند   تلخ  رهگذرها  می شوم.......

با   زبان  لال خود  حس میکنم این  روزها...

همنشین و همکلام  کور و کرها می شوم

عاقبت یک روز با  طرز  عجیب  و  تازه ای...

می کشم خود را و سرفصل خبرها می شوم!


بخوان به معراج آغوشت مرا.....

که سرزمین این کولی از مرز نفسهای تو آغاز می شود........

 


خاموشم، می دانم

     من، درمن قفل شده ام

جیب هایم خالی است

                کلید اینجا نیست!

هر منی آمد کلیدی آورد

اما، این قفل باز نشد!...

اینجا هوا نیست

              اینجا تکرار هجای من است

اینجا غلیان واگویه های پر درد من است

اینجا لبریز ازنفس های بی نفسی است

می خواهم سر ریز شوم

                   این قفل ،باز نمی شود...

                                      این قفل ،باز نمی شود...



روز:پنجشنبه بیست و ششم شهریور 1388 نویسنده:پریسا زمان:17:17 |
عشق تو
سلاممممممم خوبین بچه ها؟؟؟؟ این دفعه یه اهنگ اوردم براتون توووووووووووپ.از بابک رهنما به نام عشق تو حتما" دانلودش کنید.تا بعد

دانلود



روز:جمعه سیزدهم شهریور 1388 نویسنده:ندا زمان:0:46 |
عکسهای گرافیکی
سلام دوستای گلم خوبین؟ بالاخره اوومدم بعداز این همه مدت براتون عکسای یه عالمه عکسهای گرافیکی باحال اوردم  برو حالشو ببر نظرم یادت نره نظر ندی گوشتو میبرم

بقیه در ادامه مطلب (برای دیدن عکسها در سایز اصلی روی انها کلیک کنید )



روز:شنبه بیست و هفتم تیر 1388 نویسنده:ندا زمان:14:32 ادامه مطلب |
دلم گرفت

سلام خدای مهربونم....

انقدر دلم گرفته ،انقدر حرفای گفتنی دارم،انقدرغم توی سینم دارم،انقدر تعریف ها دارم ، اما نمی تونم بگمشون.خودت از دلم خبر داری ، می دونی دردم چیه ، می دونی چی داره عذابم می ده.

خدایا کرمت و شکر، خدایا حکمتت و شکر.نمی دونم حکمتت چیه؟؟؟ که بعضی آدما انقدر خوشی دارن که واسه یه قطره اشک ازت گدایی می کنند ، از اون طرف هم همون یه ذره شادی بعضی ها رم ازشون می گیری...بعضی ها انقدر فکرشون راحته که شب سرشون و روی بالش نزاشته هفت خان و خواب می بینند ، بیعضی ها هم شبا تا کلی اشک نریزند خوابشون نمی بره....... می گن خدا هر کسی و بیشتر دوست داره بیشتر توی دنیا بهش سختی می ده . آره راست می گن.انقدر مهربونی که می خوای بنده های خوبت سختی بکشن تا همون یه ذره گناهشونم پاک شه بعد ببریشون...

خدایا فقط یه گله......شادی و زود ازمون گرفتی  .........فرشتت و زود بردی پیش خودت انگار که طاقت دوریشو نداشتی اما دیگه فکر دل تنگیه بقیه رو نکردی ؟ نه؟

می دونی ، با بردنش یه غم همیشگی روی دل خیلی ها گذاشتی......

هیچ وقت فکر نمی کردم اینطوری شه ....هیچ وقت فکر نمی کردم کسی که جای خواهر نداشتم بود، کسی که همه ی دنیامو می دم تا غم چشماشو نبینم ، حالا باید واسه یه ذره خندیدنش ازت تمنا کنم ، خواهش کنم ، دعا کنم ، ......این بود رسمش؟؟؟؟؟

باید اینطوری می شد تا من آب شدن خواهرمو ببینم ؟؟؟؟ در حالی که کاری از دستم بر نمیاد....خودت می دونی چقدر واسم سخته ......می بینی اشکام چه طوری دارن می ریزن؟ خدایا من گنه کار بودم با دل اون چرا اینطوری کردی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

چی میشد جای فرشتت منو می بردی ؟؟ می دونم من وفرشتت اندازه ی زمین تا آسمون فرق داشتیم ...اون خوب بود ، من بد بودم . اون........من.........بودم.اون.........من.......بودم........

اما لا اقلش الان دیگه اون دوتا پیش هم بودن . اینطوری خیاله منم راحت بود...

حاضرم قسم بخورم اگه می خواستی منو ببری به شرط اینکه فرشتت روی زمین بمونه با اینکه کوله بار گناهم اما میومدم....به خودت قسم میومدم......ای کاش...........................

اینارو می گم اما بازم می دونم که همه اینا از روی حکمت.

دلم خیلی بیشتر از اینا گرفته اما نمی تونم همه رو بنویسم....

خدایا به داده و نداده وگرفته ات شکر....که داده ات نعمت است، نداده ات حکمت و گرفته ات امتحان....

خدایا کمکم کن همیشه لبخندو روی لب هام نگه دارم...... و .....خدایا هیچ وقت منو خواهرم و از هم جدا نکن....................................

از طرف یه بنده ی گنه کار اما عاشق خالقش

 



روز:یکشنبه دهم خرداد 1388 نویسنده:پریسا زمان:2:16 |
؟

ای که بر لبهای ما طرح تبسم می شوی

                         دعوت ما بوده ای  ,  مهمان  مردم  می شوی  

 

ذهن را درگیر با عشقی خیالی کرد و رفت

جمله های واضح دل را سوالی کرد و رفت

چون رمیدن های آهو ناز کردن های او

چشم و دستان مرا حالی به حالی کرد و رفت

 

در كنج دلم عشق كسی خانه ندارد

كس جای در این منزل ویرانه ندارد

دل را به كف هر كه دهم باز پس آرد

كس تاب نگهداری دیوانه ندارد

هی فلانی

زندگی شاید همین باشد

یک فریب ساده و کوچک

آن هم از دست عزیزی که زندگی را

جز برای او وجز با او نمی خواهی !

 

سكوتم را به باران هدیه كردم

تمام زندگی را گریه كردم

نبودی در فراق شانه هایت

به هر خاكی رسیدم گریه كردم

 

 

خوشحالی که دلمو شکستی؟؟؟

بدان ای نازنین آنچه شکستی تصویر زیبای خودت بود که در دلم ساخته بودی

 

 

هر وقت دل کسی رو شکستی 1 میخ بزن تو دیوار  هر وقت که دلشو به دست اوردی اون میخ رو از دیوار در بیار ولی جای اون میخ همیشه رو دیوار میمونه

 

حالا که رفتنی شده ای طبق گفته ات

باشد، قبول...لااقل این نکته را بدان:

آهن قراضه ای که چنان گرم گرم گرم

در سینه می تپید،

            دلم بود...

                نا مهربان..

 

عاشقت خواهم ماند بی آنکه بدانی دوستت خواهم داشت بی آنکه بگویم درد دل خواهم گفت بی هیچ گمانی گوش خواهم داد بی هیچ سخنی در آغوشت خواهم گریست بی آنکه حس کنی در تو ذوب خواهم شد بی هیچ حراراتی اینگونه شاید احساسم نمیرد

 

 

یکی محبت میکنه و یکی ناز میکنه ! اونی که ناز میکنه همیشه محبت می بینه اما اونی که محبت میکنه همیشه تنهای تنهاست

 

وفای شمع را نازم كه بعد از سوختن 

 

به صد خاكستری در دامن پروانه میریزد

نه چون انسان كه بعد از رفتن  همدم  

 

گل عشقش درون دامن بیگانه میریزد

 

 



روز:شنبه نهم خرداد 1388 نویسنده:پریسا زمان:14:34 |
امروز میخوام بهت بگم
 

سلااااااااااااااام.این دفعه با یه اهنگ بسیااااااااااااااار شنیدنی و باحال اوومدم از سیروان به نام امروز میخوام بهت بگم.دانلود کنید حالشو ببرید.

دانلود (حتما" رو لینک دانلود کلیک کنید بعد سیو تارگت اسو بزنید )

 



روز:جمعه هشتم خرداد 1388 نویسنده:ندا زمان:23:16 |